سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

367

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

اما دليل عدم سقوط شفعه بواسطه عقود اين است كه حق شفيع بر تمام عقود متأخر مقدم و اسبق است از اينرو وقوع آنها نمىتواند موجب بطلان آن گردد . و سپس مىفرماين : دليل اين حكم و اختيارى كه براى شفيع قرار داده‌اند اين است كه هركدام از دو بيع يعنى بيع اول و دوم سبب تام براى ثبوت شفعه مىباشند و فرض اين است كه بيع دوم نيز همچون بيع اول صحيح است اگرچه صحت آن متوقف بر اجازه شفيع مىباشد بنابراين تعيين ايندو به اختيار مجيز يعنى شفيع است . و همچنين است اگر عقود بيش از دو تا و متعدد باشند كه حكم در اين صورت آن است كه شفيع اگر بواسطه بيع اخير اخذ بشفعه نمايد لازمه‌اش صحت تمام عقود قبلى است و اگر بيع اول را منشأ براى شفعه قرار دهد كليّه عقود بعد از آن باطل و فاسد مىشوند و اگر بيع وسط را مناط اعمال حق قرار دهد عقود قبل از آن صحيح و بعدىها تمام باطل مىشوند . سپس مىفرماين : در جائى كه يكى از عقود بعد از بيع اول هبه بده و شفيع آن را باطل كند در آن فرقى نيست بين اينكه هبه لازمه بوده يا غير لازمه باشد چنانچه تفاوتى نيست بين اينكه هبه معوّضه بوده يا غير معوّضه باشد . بنابراين اگر شفيع اخذ بشفعه نمود پولى را كه مشترى به شريك داده از شفيع دريافت نموده و در قبال آن مشترى واهب